ادبيات براى کودکان يا به بهانه کودکان

پاسخى کوتاه به يک سئوال در مورد ّاول کودکان

به نقل او همبستگى ماهيانه١٠٣ - ١٠٢

از اول کودکان سئوال ميشود که در مورد ادبيات کودکان، بخصوص ادبيات اپوزسيون، چون صمدبهرنگى، چه فکر ميکند! اول کودکان نهادى است که در اين مورد نظرى ابراز نکرده است. پاسخى که در زير ميخوانيد جواب کوتاه ثريا شهابى ريئس اول کودکان است به اين سئوال!

ثريا شهابى

من به بسيارى از کتب و داستانهايى که براى کودکان نوشته شده است نام ادبيات اپوزيسيون - سياسى مى دهم تا ادبيات براى کودکان. به اعتقاد من ادبيات اپوزيسيونى براى کودکان، منطور آن دسته از کتابهاى کودکان که در چهارچوب ادبيات رسمى و دولتى نيست، مثل ادبيات نويسندگانى چون صمد بهرنگى، براى کودکان نوشته نشده است.

به اعتقاد من ادبيات صمد بهرنگى و على اشرف درويشيان و نويسندگانى چون آنها، ادبيات کودکان نيست، حتى اگر کودکان آن را بخوانند. اين کتابها را براى کودکان ننوشته اند. مخاطب آن غالبا کودک نيست. ماهى سياه کوچولو که معروف ترين اين نوع ادبيات است و جايزه اى هم برده بود، هرقدر نثر قوى و داستان پردازى خوبى داشته باشد اما اساسا براى کودکان نوشته نشده است. اين کتابى است که در شرايط حفقان و سانسورى که نمى توان در آن علنا از مبارزه براى تغيير صحبت کرد (يعنى زمان شاه) براى روشنفکران جوان معترض نوشته شده است. نمونه هايى از اين قبيل در شرايط حفقان اسلامى هم توليد شده است. ماهى سياه کوچولو، با هرنيتى که صمد بهرنگى آن را نوشته باشد، به نوعى کتاب درسى چريک هاى زمان شاه بود تا کتابى که کودک من و شما با خواندن آن بتواند پلى از واقعيت بزند به دنياى تخيل کودکانه اش! مثل داستان سيمرغ قرار است درس اتحاد و مبازره و از خودگذشتگى در امر مبارزه و دستيابى به حقيقت را بدهد. به کودک و دنياى او ربطى ندارد. کتاب هاى صمد و نويسندگان مشابه، ادبيات علنى روشنفکر معترض و چپ زمان خودش است. به توقعات و نيازهاى دانشجويان معترض در امر مبازره پاسخ مى دهد تا نيازهاى کودکان. بيخود به نام ادبيات کودکان معروف شده است. برخى از آنها رنگ و بودى غليظ عقب ماندگى دارد و در تقابل با خواست ها و بلندپروزاى هاى کودکانه است. اين کتابها به ديکتاتورى پهلوى از نقطه نظر يک آدم بزرگسال اعتراض دارد. آن آدم بزرگسال هم اعتراض اش گاها مترقى نيست. او به ترکى ننوشتن و نخواندن کودکان در مدارس تبريز و رضائيه و خوى اعتراض دارد. و اين اعتراض و اين دنيا، اعتراض و دنياى هيچ کودک دبستانى نه در تهران و نه در تبريز نيست.

چرا ترکى حرف زدن و ترکى نوشتن بايد امر کودکى باشد که در تبريز و مراغه و رضائيه متولد شده است؟ مگر کودک با يادگيرى زبان دوم و سوم مشکل دارد؟ مگر براى کودک فرق ميکند که معلم او فارس زبان باشد يا ترک زبان؟ آيا معلم ترک زبان، دنياى او و مشکلات او را بهتر درک ميکند؟ چه کسى گفته است؟ امروز در کشورهاى پيشرفته کودکان را به مدارسى که در آنها همزمان پنچ زبان مى آموزند ميفرستند و به اين استعداد کودک که ميتواند بسرعت زبانش را طبق شرايط محيطى که در آن بسر ميبرد عوض کند، امکان شکوفايى مى دهند. اين استعداد را در خدمت ايجاد ارتباط با دنياى وسيع تر و متنوع تر براى کودک، پرورش مى دهند. آنوقت نويسنده کتاب هاى کودکان اپوزيسيون، از اينکه کودک ترک زبان ناچار ميشود در کلاس درس به زبان فارسى بگويد نان صداى اعتراضش بلند ميشود! به اعتقاد من صمد بهرنگى از اينکه کودک متولد خانواده ترک زبان بايد در خانه با مادرش ترکى حرف بزند و در مدرسه فارسى، بنوعى فاجعه ميسازد. چرا؟ کجاى اين منفعت کودک است؟ اين منفعت کودک است يا منفعت مليت مادرى؟ چرا ناسيوناليسم و تراشيدن هويت هاى ملى و قومى، ترک، در مقابل فارس را بايد به دنياى کودکان کشاند؟ چرا نبايد به جاى آن دنياى کودکان را همانطور که هست، باز و پذيراى ديگران، پذيراى همکلاسى و هم محله اى و همبازى، فارس و کرد و ارمنى و افغانى و عراقى و خارجى نگاه داشت و از آن حفاظت کرد؟ کودکان بايد بدور از نفرت و جدايى هاى ملى و مذهبى و قومى رشد کنند و اين ادبيات امرى در خدمت برداشتن ديوارهاى ملى نيست. در آن رشد و شکوفايى کودک تابع مشکلات مليت تحت ستم است.

صمد بهرنگى جوان روشنفکر و انقلابى و نويسنده اى است که کودکان را و کودکان فقير را دوست دارد. معلمى است که ميخواهد براى کودکان کارى بکند. اين با ارزش است. اما به اعتقاد من در کتابهايش غالبا از نگاه يک بزرگسال و اعتراض او به حکومت و سيستم حاکم براى کودکان داستان مى نويسد. يک لحظه نقطه عزيمت او و فداکارى و از خودگذشتگى اش را کنار بگذاريد، مى بينيد که در دنياى تفکر او کودک ترک و فارس، کودک خانواده فقير و ثروتمند نمى توانند به سادگى دوست هم باشند. ميتوانند از هم متنفر شوند! بنظر اين ادبيات، جدايى و نفرت بين کودکان به خاطر مذهب، مليت، زبان و طبقه اجتماعى منطقى است! و منطق آن مى دانيم از تعلقات قومى، طبقاتى، ملى و مذهبى والدين کودک سرچشمه ميگيرد. اين منطق و منعفت مال هر طبقه و قشر اجتماعى باشد، مال هر ايدئولوژى و عقيده سياسى باشد، مال هر گرايش و جريان سياسى باشد، مال کودک نيست.

واقعيت اين است که کودک در اين ادبيات محملى براى روشنفکر معترض است که حرف خودش و اعتراض خودش را علنا چاپ کند. ربطى به کودک ندارد. تقديس فقر و لعنت به رفاه و تمدن هم وجه ديگرى از اين ادبيات است.

سرتاپاى برخى از اين کتب نشان دادن اين واقعيت است که در جامعه فقر و ثروت وجود دارد. نويسنده ميخواهد آن را هرچه لخت و عريانتر در مقابل چشمان کودکان بگذارد. اگر از خود نويسنده بپرسيد چرا، مى گويد که دولت هاى حاکم اجازه نمى دهند که کودکان اين چهره جامعه را ببينند. و او ميخواهد کودکان را با واقعياتى که در ادبيات رسمى سانسور ميشود آشنا کند! در واقع آن را يک کار آگاهگرانه ميداند! اين توضيح واقعيت ندارد. کودک فقير که مى داند فقير است. کودک گرسنه که مى داند چه ميکشد. اين کتابها براى روشنفکران و دانشجويان معترض و متعلق به طبقه متوسط و مرفه نوشته شده است تا براى کودکان! قرار است با خواندن آنها و شريک شدن در احساس فقر و ندارى خانواده هاى کودکان گرسنه، وجدان دانشجوى شريف طبقه متوسط، کمى آسوده شود و انگيزه اى براى مبازه بيابد! اين ادبيات به کودکان ربطى ندارد. کودک در آن محمل و وسيله اى است که قرار است توسط آن قشر معترض اعتراضش را بکند و اعتراضش را سازمان دهد.

اما ممکن است کسى بگويد که خوب اين چه عيبى دارد؟ اگر بشود بنام کودکان ادبيات علنى و قانونى اپوزيسيون را منتشر کرد؟ شما چه اعتراضى داريد؟ آنوقت من ميگويم اعتراض ما آنجا است که اين کتب و ادبيات را بعنوان کتب کودکان به خورد کودکان هم ميدهند. بعنوان يک بزرگسال اختلاف من با اين نوع انقلابيگرى به جاى خود، ميتوانيم در مورد آن بحث کنيم. اما چرا پاى کودکان را به ميان ميکشند؟ بنام کودک کتاب مينويسند، تا کودک بپچاره (مهم نيست از کدام طبقه و قشر و خانواده) با خوردن هر آب نبات اضافى احساس گناه کند، تا عشق و علاقه اش به يادگيرى زبان جديد، زبان فارسى يا انگليسى يا ترکى و کردى، سرکوب شود، تا نسبت به کودکان با زبانهاى ديگر احساس کينه و نفرت کند. به اعتقاد من اغلب نويسندگان اپوزيسيون داستانهاى کودکان، بيشتر نويسندگان سياسى ادبيات کودک، به خاطر کودکان نيست که مينويسند. ادبيات کودک و بعلاوه تربيت و تئورى هاى مختلف تربيتى، مباحث مفصلى است که حتما در باره آنها در مجله و تلويزيون اول کودکان بيشتر صحبت خواهيم کرد. تلويزيون و مجله اول کودکان بعلاوه جاى پرداختن به اين کارها هم هست. و اين هردو بزودى آغاز بکار خواهند کرد.

سايت اول کودکان

www.childrenfirstinternational.org